سيد علاء الدين محمد گلستانه
223
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
خير ، باعث پريشانى عطاكننده نباشد تا موافقِ ظاهر آيه باشد . و كلينى رحمه الله در تفسير آيهء مذكوره ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : احسار ، عبارت از پريشانى است . « 1 » و از عِجلان روايت كرده كه گفت : نزد آن حضرت عليه السلام بودم كه سائلى سؤال كرد . آن حضرت برخاست و از زنبيلى كه خرما داشت ، دست خود را پُر كرده ، به او داد . پس ديگرى سؤال كرد . برخاست و به او نيز داد . همچنين تا سه كس سؤال كردند . پس ديگرى سؤال كرد . فرمود كه : خداى تعالى ، روزى دهد ما و تو را ! يا [ فرمود : ] روزى دهندهء ما و توست . بعد از آن فرمود كه : كسى چيزى از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال نمىكرد از چيزهاى دنيا كه به او عطا ننمايد . روزى زنى ، پسر خود را گفت : برو به پيش آن حضرت و از او چيزى بطلب ، و اگر بگويد : « ندارم » ، بگو : پيراهن خود را به من ده . آن پسر ، چنان كرد . پس آن حضرت ، پيراهن خود را به او داد . پس خداى تعالى ، آن حضرت را به ميانهروى امر كرد و فرمود : « وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً » . « 2 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه مردى سؤال كرد از تفسير قول الهى كه فرموده : « وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ » ؛ « 3 » يعنى : بدهيد حقّ زرع و نخل را ( و آنچه در آيه مذكور شده ) در روزِ چيدنِ ثمر آنها ، و اسراف مكنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، دوست نمىدارد اسرافكنندگان را . حضرت فرمود كه : فلان مرد از انصار ، زراعتى داشت و وقتى كه حاصل آن را برمىداشت ، همه را تصدّق مىكرد و خود و عيال ، بىچيز مىماندند . پس خداى تعالى ، آن را داخل اسراف گردانيد . « 4 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه اين آيه را تلاوت فرمود كه : « وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً » ؛ « 5 » يعنى : آن جماعتى كه هر گاه خرج كنند ، اسراف نمىكنند و اقتار نمىكنند و انفاق ايشان ، عدل و ميانه است ، نه زياده و نه كم . بعد از آن ، مُشتى سنگريزه برداشت و در دست ، نگاه داشت ، چنانچه هيچ نريخت و فرمود كه : اين ، اقتارى است كه خداى تعالى در كتاب خود ذكر كرده . پس مُشتى ديگر برداشت و دست را سُست كرد تا همه ريخت و فرمود كه : اين ، اسراف است . و مشتى ديگر برداشت و بعضى را نگاه داشت و بعضى را ريخت
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 55 ، ح 6 . ( 2 ) . همان ، ص 55 و 56 ، ح 7 . ( 3 ) . سورهء اعراف ، آيهء 31 . ( 4 ) . همان ، ص 55 ، ح 5 . ( 5 ) . سورهء فرقان ، آيهء 67 .